الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

644

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

آمده‌اى ؟ گفتم : از حق تعالى خواسته‌ام كه تو را به من مهربان كرده ، اين تشنه‌لب را به قطره‌اى از قطرات زلال علم و دانش ايشان ، آتش عطش فرو نشاند . گفت : اى ابو عبد اللّه ! مگر نمىدانى كه علم نورى است در دل هركس كه جاىگير شده ، به هدايت ازلى است . تو اگر علم را جويايى ، بايد نقش عبوديّت را بر صفحهء دل مرتسم گردانى . گفتم : حقيقت عبوديّت چيست ؟ گفت : سه چيز ؛ اوّل ، اين‌كه آن‌چه حق تعالى از مال و منال به تو ارزانى داشته ، مال خود مدان و از حق تعالى شمرده و در ما امرهم اللّه معروف دار . دوّم ، اين‌كه نشايد تدبيرى از براى نفس خود كرد . سوّم ، آن‌كه مشغول بما امر اللّه و كناره جو از ما نهى اللّه باش . چون حق تعالى مال و منالى به كسى ارزانى داشت و آن را به مال خود نپندارد ، انفاق آن فى سبيل اللّه بر وى آسان مىشود و چون تدبير خود را به مدبّر اصلى حواله نموده ، جميع مصائب بر وى آسان خواهد بود و چون مشغول بما امره اللّه و كناره‌گير از ما نهى اللّه گرديد ، پرواى از مخلوق ندارد . بىشكّ آنان كه از اين سه چيز بهره‌ورند ، دنيا و ما فيها نزد ايشان بىمقدار و براى تكاثر اموال دربند او نخواهند بود و ايّام خود را به بطالت نمىگذارنند . اين اوّل درجهء تقواست كه حق تعالى فرموده : تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ . « 1 » پس گفتم : مرا هم وصيّتى فرما ! فرمود : تو را به نه چيز سفارش همى كنم كه سفارش من به پيروانم است و از خداوند همى خواهم كه تو را به كاربرد آنها موفّق بدارد . سه سفارش از آنها در رياضت نفس است و سه سفارش در بردبارى و سه ديگر در دانش است . آنها را حفظ كن و از سستى بر آنها برحذر باش . چون وصاياى وى را دل از هرچيز فارغ داشته ، بالاخره به من فرمود : امّا آن سه كه در رياضت است ؛ از خوردن چيزى كه اشتهايش ندارى ، بپرهيز ، چراكه حماقت و نادانى آرد و جز هنگام گرسنگى مخور و آن‌گاه نيز كه خوردى ، حلال خور و نام خدا ببر و حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را به خاطر آور كه آدمى هيچ ظرفى را بدتر از شكم خويش نمىآكند و آن‌گاه كه از آكندنش ناگزير است ، ثلثش از آن طعام است و ثلثش از آن نوشيدنى و ثلثش از آن نفس . امّا آن سه كه در بردبارى است ؛ اگر كسى تو را گويد : اگر يكى گويى ، ده بشنوى ، وى را بگوى : اگر ده گويى ، يكى نيز نشنوى . كسى كه دشنامت دهد ، پاسخش ده ، اگر تو در آن‌چه گويى صادقى ، از خداوند بخواه كه مرا ببخشايد و اگر

--> ( 1 ) . سورهء قصص ، آيهء 83 . ( آن سراى آخرت است كه براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين خواستار برترىجويى و فساد نيستند ، و عاقبت [ خوش ] از آن پرهيزگاران است . )